خرید بک لینک


سكولاريسم و لاييك

من قبلاً گفته ام و باز هم مى گويم، ليبراليسم به پلوراليسم، پلوراليسم به سکولاريسم و سكولاريسم به لائيك مى انجامد. و اهم امهات اين مهم را بنده در كتاب"اسلام و سكولاريسم" آورده ام. اكنون به بهانه نقد نظريه اى كه در لواى، "روادارى بر مبناى احترام متقابل"، نتيجه مى گيرد كه مسلمانى با سكولاريسم قابل جمع است! من مى كوشم زواياى تاريك اين انحراف را بازتعريف نمايم و بدينوسيله نشان دهم كه اسلام و مسلمانى، به هيج وجه التقاط و التقاطى فكر كردن را بر نمى تابد. سكولاريسم كه نظریه ای مبتنی بر جدایی دين از سیاست است، با اسلام كه براى همه اُمور انسان و جامعه، اعم از حكومت، سياست، اقتصاد، قضاء و مديريت برنامه دارد، نه سازگار نيست، كه بر سر ناسازكارى است. از اين رو، حناى كسانى كه مى كوشند بين اسلام و سكولاريسم و مسلمانى و گرايش هاى سكولاريستى آشتى برقرار كنند، بى رنگ است. سكولاريسم به جدايى دين از سياست نظر مى كند و لاییک كه به معنى لامذهب، یا بى مذهب است، هم همين را مى گويد. يعنى لاييك هم طرفدار عقیده سکولاریسم و جدايى دین از سیاست و مسائل اجتماعی اسلام است.

اكنون مى توان القائات منفى و مخرب كسانى كه آثارشان، بيشتر ترجمه دكترين سكولاريسم و لاييك است و برخى روشنفكران بيمار و وابسته نيز تز آنها را بازنويسى مى كنند، باز خوانى و تحريفات وارده را تعريف و تبيين كرد. كسى كه مى گويد، یکی از مهمترین پیش شرط های تحقق سکولاریسم، التزام به فضیلتی است که می توان آن را "رواداری بر مبنای احترام متقابل" نامید. و ادعا مى كند که مسلمانی با فضیلت "رواداری برمبنای احترام متقابل" قابل جمع است، و از اینرو می توان صورتی از مسلمانی را با اقتضائات اساسی سکولاریسم سازگاری بخشید! در حقيقت اسلام را نمى شناسد و يا صرفاً يك نام و نشانى را از اسلام مراد مى كند، زيرا كسانى كه اسلام را مى شناسند و درس اسلام شناسى خوانده اتد، نيك مى دانند كه دين اسلام، يك دين جامع و كامل و براى تمشيت و معيشت انسان و جامعه برنامه مدون و قانون مترقى دارد. سياست و حكومت و اداره اُمور بشرى از وظايف ذاتى اسلام و مسلمانى است. گو اينكه پيامبر(ص)، امام على(ع)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) براى تشكيل حكومت اسلامى و انجام فريضه امر به معروف و نهى از منكر، قيام كردند و تا پاى جان ايستادند.

معلوم و مبرهن است، كسى كه امروز سكولاريسم و اسلام را كنار هم مى نشاند، فردا ديندارى و لائيسيزم را ترويج مى كند و نهايتاً نتيجه مى كيرد كه دين اصلح دين بى دينى است! كما اينكه قبلاً و پيش از اين، از التقاطى فكر كردن، ليبراليسم فرهنگى و پلوراليسم دينى، به سكولاريسم رسيدند. اين قبيل افراد، طرفدار آیینی هستند که به موجب آن، نهادهای سياسى، اجتماعی و مدنی- بویژه حکومت و سیاست - باید به اشخاص غیر مسلمان محوّل شود. اصولاً وصف لائیک، در مقابل وصف دینی و ایمانی است و به معنای بی اعتنایی به مذهب و جدا سازی سیاست از انگاره ها و آموزه های دینی است. سكولاريسم كه امثال ايشان بر طبل أن مى كوبند و به بهانه روادارى بر مبناى احترام متقابل، مى خواهند حساسيت هاى مسئوليت شناسانه مسلمانان را نسبت به اسلام رفته رفته كم و حتى الامكان خنثى نمايند، در حقيقت پدر خوانده لائیک و لائیسیزم است. واژه Laic به معنی جدا از دین یا دین جدا، و واژه Laicism به معنی دین جداگری یا دین جدایی، و واژه Laity به معنی عامه مردم غیر مسلمان و غير رهبران دينى، واژه های لائیک و لائیسیزم در فرهنگ و محاوره فرانسوی زبانان، و واژه های سکولار و سکولاریسم در فرهنگ و زبان انگلیسی زبان ها معروف است. لائیک معادل سکولار، و لائیسیزم معادل سکولاریسم است. برخی از جامعه شناسان میان لائیک و سکولار فرق نهاده و بر این عقیده اند که لائیک وصف حکومت است در جامعه ای که فرهنگ عمومی آن سکولاریزه نشده و به دین در آن احترام می گذارند. بر این اساس، میان نظام سیاسی حاکم و باور دینی مردم تعارض و تنازع رخ می دهد، مانند آنچه در ترکیه مشاهده می شود. ولی سکولار وصف حکومت در جامعه ای است که فرهنگ عمومی آن نیز سکولاریزه شده و در نتیجه میان حکومت و باور مردم ناسازگاری وجود ندارد.

ژان پل ویلم مى گويد، «لائیک سازی (یا انفصال دین از سیاست) و سکولار سازی دو واژه تا اندازه پیچیده ای هستند که اولی برای فرانسه زبان ها آشناست، و دومی برای انگلیسی زبان ها.» ژان بوبرو سعی داشت تا با ایجاد یک لابراتوار اختصاصی « تاریخ و جامعه شناسی تفکر لائیک» نظر دهد که باید از لحاظ معنایی و مفهومی بین لائیک سازی (کوشش در جهت انفصال دین از سیاست) و سکولارسازی (دنیوی و ناسوتی ساختن دین) تفاوت گذاشت. لائیک سازی به تنش های آشکار، بین نیروهای اجتماعی مختلف (دینی، فرهنگی، سیاسی، نظامی) مرتبط است که می توانند جنبه یک منازعه علمی به خود بگیرند. در این صورت، هدف تسلط بر دستگاه حکومت (و یا حداقل ایجاد نفوذ قومی برآن) است، تا در نتیجه حضور در صحنه اجتماعی و اداری راه حلی را که در مرحله اوّل مربوط به دین به عنوان یک نهاد اجتماعی می شود، ارایه داده و یا حتی تحمیل کند. اما در سکولار سازی تغییر و تعویض های اقتصادی، سیاسی، دینی و علمی می توانند در هر زمینه ای تنش های درونی ایجاد کند، اما ناهنجاری های شدید و خطرناک بین تغییرات درونی دین و تغییرات اجتماعی دیگر وجود ندارد.


اسلام يعنى پذیرفتن دین پیامبرخاتم(ص) و اطاعت از امر و نهی خداوند و مسلمان يعنى كسى كه اسلام مى آورد و به دين اسلام ايمان و التزام عملى و قلبى دارد. از آنجا كه اسلام و مسلمانى داراى مكتبى جامع و كامل است و براى همه نيازها و ملزومات بشر حرف دارد، هر نحله فكرى كه بخواهد اسلام را از سياست جدا كند، چه سكولاريسم و چه لاييك، راه به جايى نمى برند و اساساً به گمان من سكولاريسم در تزاحم با اسلام است و نه در تراحم. پيش و بيش از اين بنده در مقاله "حكومت اسلامى و پلوراليسم دينى" و نيز در مقالات "حكومت اسلامى، فلسفه عملى فقه" و "ولايت فقيه و القائات منفى" در مقام نقد نظريه صاحب تئورى قبض و بسط شريعت، نسبت به تحريفات برخى از روشنفكران غرب زده واكنش نشان داده ام، اما آنچه اكنون مهم و حائز اهميت بيشتر است، مسئله تأثير پذيرى جريان روشنفكرى دينى، از افكار امثال مارتين لوتر است، من تقليدهاى كوركورانه از انديشه لوترى و اصلاحات پروتستانى او را سم مهلك براى اسلام و روشنفكران اسلامى مى دانم، چه من كسانى را مى شناسم كه از سر اذواق تجدد طلبانه و ذوق روشنفكرى، از قضاء دچار نوعى واپسگرايى مزمن شده اند.

برچسب: نویسنده: آرمان نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 11:31

صفحه بندی