دو قطبى هاى كاذب و بد عهدى هاى آمريكا
رهبرى به رئيس جمهورى سابق كه ظاهراً قصد ورود به صحنه انتخابات رياست جمهورى پيش رو را داشته است، توصيه كردند،"با ملاحظهی حال مخاطب و اوضاع کشور، به یک آقایی انسان توصیه می کند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید، این دو قطبی در کشور ایجاد می شود. دو قطبی در کشور، مضر است به حال کشور. من صلاح نمی دانم شما وارد بشوید". در حاشيه رهنمود هاى رهبرى، اولين مسئله، مسئله اهميت امنيت ملى و رعايت مصالح عمومى اين ملك و ملت است، فراموش نكنيم كه در فتنه 88 صرف نظر از زواياى پيدا و پنهان آن، استفاده ابزارى استعمار و قدرت هاى استعمارى از نمايش دو قطبى هاى كاذب و غرور و تفرعن بعضى ها باعث ايجاد بد فهمى شد.
در همان روزهاى ملتهب موسوم به جنبش سبز، من طى يادداشتى، اغتشاشات و لشكر كشى هاى خيابانى را ناشى از يك توطئه خارجى دانسته و گفتم، القائات منفى و مخرب خط نفوذ براى ايجاد فضاى دو قطبى در كشور، كار دشمنان دانا و دوستان نادان است. و البته اگر أن توطئه در نطفه خفه نمى شد، خروجى آن يقيناً براندازى نظام جمهورى اسلامى بود. اما هوشيارى و صلابت رهبرى، و وحدت ملى و حضور حماسى مردم در صحنه، موجب شد كه دشمنان اسلام و ايران از كرده خود مأيوس شوند و از جبهه جنگ سخت، به جبهه جنگ نرم روى آورند. شيوع جنگ هاى نيابتى در منطقه، حمايت از تروريست و مذاكرات 1+5، در حقيقت در پى شكست فتنه 88 پى ريزى گرديد.
اكنون عليرغم ماهها مذاكره با كشورهاى عضو گروه 1+5 و نمايندگان اتحاديه اروپا و پذيرش برجام، باز هم سناتورهای آمریکایی طرح تمدید تحریم های 10 ساله ایران را که ماه گذشته توسط مجلس نمایندگان به تصویب رسیده بود، در مجلس سنا تصویب کردند، تا نشان دهند آمريكا همان امريكاست و بدعهدى هاى ايالات متحده همچنان ادامه خواهد داشت. پيش از اين مقام رهبرى اعلام كردند،"اگر این تمدید، اجرایی و عملیاتی شود، قطعاً نقض برجام است و بدانند جمهوری اسلامی ایران حتماً در مقابل آن واکنش نشان خواهد داد". حالا بايد ديد رئيس جمهور روحانى و دستگاه ديپلماسى دولت و مجلس شوراى اسلامى در برابر اينگونه بد عهدى ها، چه واكنشى از خود نشان مى دهند؟
دولت، سران قوا، مقامات حقيقى و حقوقى و جناح هاى سياسى كشور، گذشته را چراغ راه آينده قرار دهند و از هر حركتى كه از آن شائبه دو قطبى سازى بوجود مى آيد، جداً اجتناب نمايند. همه بايد بدانيم و هم بپذيريم كه ميزان قانون است و قانون اساسى كه اساسى ترين ميثاق ملى ماست و در آن جايگاه و وظايف همه مقامات از صدر تا ذيل مشخص شده است، در حقيقت يك سند راهبردى براى تنظيم روابط دستگاه ها و تعيين وظايف مسئولين مربوطه است. اما و هزار اما و صد افسوس كه برخى آنچه بر خود مى پسندند، برديگران نمى پسندند! كسانى كه كسى نبايد به أنها بگويد بالاى چشمشان ابروست، اما هم أنان مدام بر طبل نقض قانون و مخالفت با فصل الخطاب مى كوبند!
بله هم رهبرى و هم قانون همچنان و مثل هميشه بر لزوم شفافيت و شفاف سازى و رعايت پاكى و پاك دستى مسئولين و متوليان اُمور در هر مقام و مسئوليتى كه هستند تأكيد مى كنند و صد البته ابهام زدايى و پاسخگويى به ابهامات، از ابتدايى ترين مسئوليت هاى مسئولين امر است، اما از سوى ديگر مقامات دولتى و يا نمايندگان مجلس با سهل انگارى در انجام وظايف خود، نبايد براى دشمن خوراك تبليغاتى فراهم آورند. بخصوص كسانى كه به تريبون هاى عمومى دسترسى بيشترى دارند، بايد بيش از ديگران مراقب حرف زدن خود باشند. نيز يك نماينده مجلس نبايد تحت تأثير القائات اغيار و تشويقات دشمن كيشانه، يك ابهام را كه مى شود از مسير قانونى دنبال كرد، با بوق و كرنا مطرح كند!
اگر طبق قانون، نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومى جرم و مجرم مستوجب پيگرد قانونى است، چرا و چكونه است كه برخى از طريق بلندگوهاى خارجى، هر دروغى را مطرح مى كنند و هيچ دستگاهى از انان بازخواست نمى كند!؟ آيا اتهام زدن به اين و آن و بد نام كردن مسئولين و بازى با عقايد و باورهاى مردم، جرم محسوب نمى شود!؟ چرا و چگونه است كه در ايران گفتن هر حرف بى ربطى و زدن هر انگ و نسبت دادن هر اتهامى، آنهم در ملاء عام و از پشت تريبون هاى عمومى، محمود، اما پيگيرى مسئله حقوق هاى نجومى و مجازات آمران و عاملان دست اندازى به اموال عمومى مزموم است!؟ آيا در كشورهاى باصطلاح دموكراتيك و مدعى ازادى بيان، هر كس مى تواند، هرادعاى كذبى را مطرح كند!؟
قلم به مزدها، مزدوران و گرداندگان شبكه هاى ماهواره اى وابسته كه بى ريب و گمان توسط سرويس هاى امنيتى بيگانه شارژ فكرى و مالى مى شوند، و به فرموده آنچه استاد ازل گفت بگو، مى گويند، تكليفشان روشن است، اما كسانى از داخل و در نقش اپوزيسيون بر عليه نظام و مسئولين كشور شايعه پراكنى مى كنند، به چه مى انديشند!؟ آيا آن دلير مردان بى ادعا و شهيدان شاهد رفتند كه ما مدعى آرمان ها و اهداف بلند آنان شويم، جل الخالق!؟ من شخصاً از مرحوم آيت الله مهدوى كنى شنيدم كه امام(ره) به ايشان فرمودند،"اگر يك روزى ديديد كه دشمن ها از شما تعريف كردند، بدانيد يك جاى كارتان ايراد دارد". اكنون چرا و چگونه است كه برخى از مدعيان پيروى از امام(ه) با طرح سخنانى سخيف، گويا در پى بَه بَه و چَه چَه بيگانگان هستند!؟
براستى مسئولين سياسى و امنيتى ما به چه مى انديشند!؟ و دستگاه هاى مسئول چه مى كنند!؟ چرا و چگونه است كه مشتى از وادادگان سياسى و كسانى كه در به در، در پى نام و نانند، از تهران پايتخت جهان اسلام، با رسانه هاى بيكانه كه نوعاً ساخته و پرداخته سرويس هاى امنيتى CIA و MI6 هستند، تماس مى گيرند و جسورانه و بى مهابا آنچه مى خواهند برعليه نظام و مردم مى گويند و جالب تر اينكه از هيج دروغى فرو گذار نمى كنند و هيچكس هم به آنها نمى گويد، ايها ناس اين تذهبون!؟ از تنى چند از افراد معلوم الحال، فرارى و ناآرام كه بگذريم، از كسانى كه در داخل كشور هستند و همچنان از جيب بيت المال مبارك مسلمين ارتزاق مى كنند، و حرف هاى بدتر از دشمنان قسم خورده خارجى را در گفتگو با BBC و VOA مطرح مى كنند، چگونه مى توان گذشت!؟
آزادى و آزادگى، از جمله شعارهاى اصلى و اساسى انقلاب اسلامى است، اما آزادى قشر حداقلى، نبايد موجب سلب آزادى اقشار حداكثرى جامعه گردد. نقد و مقام نقادى از مشخصه هاى بارز يك نظام پويا و بالنده است، ولى ما نمى توانيم به بهانه نقد آزادانه فرد يا افرادى، حيثت و آبروى آنان را به مخاطره اندازيم. رعايت كرامت انسان واجب و حفظ آبروى مؤمن از اوحب واجبات است. پيامبر(ص)
مى فرمايد،"المومنُ حرامُ کلّه عرضهُ و مالُهُ ودمُهُ " يعنى، مومن همه چيزش، آبروي او مال او وخون او حرام (محترم) است". اين در حالى است كه فرد يا افرادى، چشم خود را بر حقيقت بسته و به ناحق زبان به بدگويى برعليه نظام و عالمان دينى مى گشايند و بدينوسيله مى كوشند اسلام و روحانيت را بد نام و مردم را از اتقلاب و انقلابيون مآيوس و نا اُميد سازند.
اين نوع تحريكات و تحركات مرموزانه، چه از سر عقل و چه از سر بى عقلى باشد، محققاً موجب ايجاد فضاى دو قطبى در جامعه مى شود. و به تعبير رهبرى، دو قطبى براى كشور مضر است. فضاسازى هاى اخير در حالى صورت مى پذيرد كه استعمار و استثمار و استحمار و استكبار جهانى، همچنان و مثل هميشه به ملت ايران چنگ و دندان نشان مى دهند، عقل و متد عقلانى، اختلافات درونى و دو قطبى سازى هاى سياسى را برنمى تابد، زيرا راه مبارزه با قدرت هاى جهانى و نيز مقابله با زياده خواهى هاى اخير ايالات متحده، پيروى از رهبرى، وحدت كلمه مسئولين، هم دلى و هم زبانى مردم، تفويت اعتماد عمومى، تأكيد بر استقلال ملى و تكيه بر اقتصاد مقاومتى است، ما بايد عارف به زمان باشيم و با زمان شناسى و شم سياسى خود، در هر حال فعل "الاهم و فالاهم" را رعايت نمائيم.
برچسب:
نویسنده: آرمان نیکفر