اخلاق كارگزاران از نگاه امام على(ع)
رئيس جمهور روحانى به رسم معهود خود و با سرعت و صراحت تام و تمام به منتقدين دولت و به طور مشخص كسانى كه عملكرد ايشان را در بحث تغيير و ترميم كابينه نقد كرده اند واكنش نشان داد، تا شايد بدينوسيله بتواند حتى الامكان از فشار افكار عمومى و نيز مطالبات نخبگان مبنى بر ضرورت انجام تغييرات بيشتر و البته ضرورى تر جلوگيرى نمايد. رئيس دولت يازدهم در پاسخ به نقدهاى وارده، گفته است:"دولت برای ثبات وزیر عوض نکند، آن روزنامه های بداخلاق و سایت های بداخلاق می گویند چرا دولت چسبیده است به این وزرا و آنها را عوض نمی کند و وقتی هم که دولت می رود تغییری ایجاد می کند همان بداخلاق ها می گویند چرا دارند تغییر می دهند".
از آنجايى كه من قبلاً و طى يادداشتى تحت عنوان"انجام تغييرات دير هنگام در دولت روحانى" ضمن استقبال از آغاز تغييرات و با تأكيد بر لزوم عزل و نصب ها، بر رعايت اولويت ها در بحث تغييرات اشاره كرده ام و در شرايط كنونى كه مشكلات اقتصادى و معيشتى اين ملك و ملت، مثل فقر و بيكارى و گرانى و دو نرخى و تورم و ركود از جمله اولويت مى دانم و به گمان من مسئولين و متوليان اُمور اقتصادى، پولى و صنعتى كشور نيز در اسرع وقت بايد تغيبر نمايند، اكنون در واكنش به واكنش رئيس جمهورى مبنى بر بد اخلاق دانستن منتقدين، اهم امهات اخلاق و بد اخلاقى كارگزاران را از نگاه امام(ع) يادآورى مى نمايم، تا چه مقبول افتد و چه در نظر آيد!؟
"گوش خود را به شنیدن خوبى ها عادت بده و به آنچه كه به صلاح و درستى تو نمى افزاید گوش مسپار، زیرا این كار، دل ها را زنگار مى زند و موجب سرزنش مى شود".
" نبايد انتخاب براساس خوش گماني صرف و ظاهر آراسته آنان باشد؛ زيرا كساني كه ظاهر را در نظر مي گيرند، در بسياري از موارد خيرخواه نيستند؟ آنان را از دو راه مي توان شناخت، اول، نيكوكاري و دوم، امانت داري كه نزد مردم به آن شناخته شدهاند".
"كار تو برايت طعمه نيست؛ بلكه امانتي در گردن تو است".
"من تو را در امانت خود شريك كردم.... و مطمئن تر از تو به اداي امانت، نزد من نبوده است".
"حكومت از اين كفش بي ارزش، براي من بي اهميت تر است؛ مگر اينكه حقي را به پا دارم يا باطلي را دفع كنم".
"خراجت را به حق بگير".
"بايد محبوب ترين كارها نزد تو آن باشد كه به حق نزديك تر و عدل درآن گسترده تر است ........... آنچه بيش تر از همه، ديده كارگزاران حكومت را روشن مي كند، برقراري عدالت در شهرها و پيدايش دوستي ميان مردما ست".
"اي فرزند عباس! بر تو باد تقواي الهي و عدالت در حقِ كساني كه برآنها حكومت داده شدي و بايد با مردم با چهرهاي باز روبه رو شوي و آنان را در مجلس خود جاي دهي و با بردباري با آنان برخورد كني".
"روي خود را بر مردم افروخته مدار و براي خدا تواضع كن تا خدايت رفيع و بلند گرداند و در برابر ناتوانان فروتن باش و به آن ها بنما كه در اين كار بدان ها نيازمندي".
"براي كار مردم افرادي از اهل خشيت و تواضع را برگزينيد. و خود نيز بار عام دهيد، تا مردم نيازهاي خود را بيان كنند و در اين مجلس عام براي خدا فروتني كنيد ونيروهاي نظامي و انتظامي را از خود دور سازيد، تا مردم بدون ترس با شما به گفت و گو پردازند".
"بخشي از اوقات خود را خاص كساني كن كه به تو نياز دارند. خود رابراي كار آنان فارغ دار و در مجلسي عمومي بنشين و در آن مجلس دربرابر خدايي كه تو را آفريده، فروتن باش".
"حليم كسي است كه چون آزار بيند، صبر كند و آنگاه كه به وي ستم شود، بگذرد".
"گشادگي سينه، وسيله رياست است".
"تحمل پذيرش سخنان ديگران نشانه سعه صدر است و دو چيز باعث آن است، ياد خدا و اخلاق ".
"همواره خود را متصل گردان به كساني كه صاحب فتوت و مردانگي و بانسب هستند و از خانداني پارسا و سابقتي نيكو برخوردارند و نيز اهل بزرگواري، شجاعت، بخشندگي و جوانمردياند؛ چرا كه اينان بزرگواري را در خود فراهم كرده و نيكويي ها را گرد آوردهاند".
"من از دنياي شما به دو جامه و دو قرص نان بسنده كردم؛ در حالي كه ميتوانستم غذاي خود را از عسل مصفا و مغز گندم قرار دهم و از پارچه ابريشم استفاده كنم".
"واي بر تو! من چون تو نيستم؛ چرا كه خداوند بر رهبران حق واجب كرده خود را با مردم تهيدست برابر نهند تا تهيدست را اندوه فقرش به هيجان نياورد و هلاك نسازد".
"دركارهاي مهم خود از خداوند ياري بخواه. شدت را با نرمي درآميز و آن جا كه رفق و مدارا بهتر است، عزم خود را بر شدت و سخت گيري جزم مكن".
"همان گونه كه خود عفو خداوند را انتظار داري، از خطاي مردم در گذر. دل خويش را با مهر به رعيت سرشار ساز و به آنان محبت و لطف نما. براي آنها درندهاي خونخوار مباش كه خوردنشان را غنيمت شماري؛ چه اين كه رعيت دو دستهاند: يا برادر ديني تواند يا در آفرينش با تو برابرند كه از آنان لغزش سر مي زند و دچار انحراف مي شوند و خواسته و ناخواسته دستشان به ناروا و خطا آلوده ميگردد؛ پس آنان را مورد عفو قرار ده، از گناهشان در گذر؛ چنان كه دوست داري خدا بر توببخشايد و از گناهانت درگذرد ....... بر بخشايش پشيمان مشو و بر كيفرشادي مكن و به مجازات كاري كه راه حل دارد، شتاب منما".
"زينتِ سياست، عدل در حكومت و گذشت هنگام قدرت است".
"اي مالك! گره هاي هر كينه اي را كه از مردم در دل داري بگشاي و رشته هر دشمني و انتقام را پاره كن و عذر را بپذير و حدود را در شبهه ها ترك و دفع كن و خود را از آنچه برايت آشكار نيست، نا آگاه گير".
"بايد محبوب ترين كارها نزد تو آن باشد كه به حق نزديك تر و عدل در آن گسترده تر است و خشنودي رعيت در آن بيش تر تأمين مي شود؛ زيرا ناخشنودي عامه مردم، خشنودي نزديكان را بي اثر مي كند و خشم نزديكان و خاصه، با رضايت مردم پوشيده ميشود".
"بايد تمام توجه به عموم مردم باشد؛ و بر اموري تكيه كن كه منفعت آن عمومي تر و خوش سر انجام تر است".
"مبادا خويش را فراوان از رعيت پنهان كني كه پنهان شدن واليان از رعيت، نمونهاي از تنگ خويي، نامهرباني و كم اطلاعي در كارها است و نهان شدن از رعيت، واليان را از دانستن آنچه بر آنان پوشيده است، باز مي دارد؛ پس كار بزرگ نزد آنان خرد و كوچك به شمار ميآيد و كار كوچك بزرگ مينمايد. زيبا، زشت، و زشت، زيبا مي شود و باطل به لباس حق در مي آيد. همانا والي، انساني است مانند ديگران كه آنچه را مردم از او پوشيده دارند، نداند. حق را نشانه اي نباشد تا بدان راست از دروغ شناخته شود ...... و افزون بر اين، بيش ترِ درخواست ها ونيازمندي هاي مردم بر تو هزينه و رنجي ندارد؛ چرا كه شكايت ازستمي يا انصاف خواستن در معاملهاي است"
"غيبت خود را از رعيت طولاني مكن؛ چرا كه آگاهيات به كارهاي رعيتت كم مي شود".
بدان برخي از كارها اموري است كه فقط بايد خود بدون واسطه آنها را انجام دهي، مثل برآوردن نيازهاي مردم در آن چه برايشان پديد آمدهاست، دانستن آنچه به بيت المال وارد و خارج مي شود و پاسخ دادن به كارگزاران در آنچه جايز نيست كاتبان و دفتر داران به عهده گيرند".
"كسي كه مشاور وي خيرخواه باشد، تدبير او نيكو شود و كسي كه مشاور وي غش و خيانت كند، تدبيرش نابود گردد".
"بهترين برادران، خيرخواه ترين آنها، و بدترين آنها ناخالص ترين آنهايند".
"با دانشمندان، فراوان گفت و گو كن و با حكيمان سخن فراوان در ميان نِهْ و درباره آن چه كار شهرهايت را استوار مي سازد و در برپا داشتن آنچه مردم پيش از تو به پا داشته و راست و درست كار ماندهاند، مذاكره نما".
"از گفتن حق يا رأي زدن در عدالت باز نمانيد، كه من نه برتر از آنم كه خطا كنم، و نه در كار خويش از خطا ايمن هستم؛ مگر كه خدا مرا در كارِ نفس كفايت كند كه از من بر آن تواناتر است".
"از زشتترين خوي هاي واليان در ديده مردم صالح اين است كه مردم آنان را دوستدار بزرگ منشي و فخر بدانند و كارهاي ايشان را به حساب كبر و خودخواهي بگذراند. خوش ندارم كه در خاطر شمابگذرد كه من دوست دار ستودنم و خواهان شنيدن ستايش. سپاس خدارا كه بر چنين صفتي نيستم".
"به پارسايان و راستگويان بپيوند و آنان را چنان بپرور و عادت ده كه تو x7fرا فراوان نستايند و با ستودنِ كار بيهودهاي كه نكردهاي، خاطرت را شاد ننمايند؛ زيرا ستودن فراوان و تملق گويي، خودپسندي آرد و افراد را به تكبر و سركشي نزديك سازد و پذيرش آن، موجب دشمني خداوند شود".
همچنين در سخنان امام على(ع) به ويژه در عهدنامه مالك اشتر، آفات اخلاقي گوناگوني براي كارگزاران ذكر و بر دوري از آنها سفارش شده كه از أن جمله به نهي از منت نهادن، متهم كردن و بزرگ نمايي در كارها و نيز دادن وعده هاي بي اساس به مردم و شتاب نكردن در كارها و پرهيز از لجاجت در راه هاي نادرست؛ تأكيد مى كنند.
برچسب: اخلاق کارگزاران از نگاه امام علی,
نویسنده: آرمان نیکفر