روز فلسفه، روز عقلانيت است
سومین پنج شنبه از ماه نوامبر و آخرين پنج شنبه آبانماه از سوی سازمان یونسکو، بعنوان روز جهانى فلسفه نامگذارى شده است. روز فلسفه بهترين بهانه براى انديشه و انديشيدن است، زيرا فلسفه به معناى دوست و دوستدار علم و علمانيت است. فلسفه اساساً واژه اى یونانی و مرکب از دو جزء است فیلوسس به معنی دوست و دوستدار و سوفیا يعنى حکمت و علم به حقایق موجودات به اندازه توانایی بشر است. حکما فلسفه را به دو فلسفه عملی، یا حکمت عملی و فلسفه اکتسابی، یا حکمت نظری تقسيم مى كنند. حکمت عملی شامل تهذیب اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مدنیه است. حکمت نظری شامل فلسفه ادنی که بحث از اموری میکند که مادی محض اند، علم طبیعی و طبیعیات، فلسفه اولی که بحث از اموری مى كند که نه در ذهن و نه در خارج احتیاج به ماده ندارند، و منظور از آن معرفت امور کلی احوال موجودات مانند وحدت و کثرت و وجوب و امکان و حدوث و قِدَم و مانند آنهاست و یا الهیات به معنی اخص، و فلسفه اوسط که بحث از اموری می كند که در وجود خارجی به ماده احتیاج دارند، مثل ریاضیات. فلسفه يعنى خویشتن خويش را به واجب الوجود برسانيم و در جستجوى علوم آسمانى باشيم. تشبه به اله آن طاقت بشری را مى گويند که آدمی را قادر به تحصیل سعادت ابدی مى سازد. همانگونه كه امام صادق(ع) فرمود،"خوی گیرید به اخلاق خداوند، یعنی چون او شوید در احاطت بر دانستنی ها و تجرد از جسمانیات".
فلسفه، يا حکمت اشراق، یعنی حکمتی که بنیان آن اشراقی است که عبارت از کشف است یا منظور حکمت شرقیانی است که از مردم ایران بودند و این هم بمعنی نخست باز می گردد، زیرا حکمت ایرانیان هم کشفی و ذوقی است. از این رو، آنرا نیز به اشراقی نسبت داده اند که عبارت از ظهور انوار عقلی و لمعان و فیضان آنها بر نفوس کامل هنگام تجرد آنها از مواد حسی است و ایرانیان و همچنین یونانیان قدیم بجز ارسطو و پیروان وی در حکمت، بر ذوق و کشف تکیه میکردند. لیکن ارسطو و پیروان او تنها به بحث و برهان توجه داشتند و منظور از حکمت اشراق، حکمت کشف است و هم رواست که از آن حکمت شرقیان یعنی ایرانیان را اراده کنیم. فلسفه بحثی (بحثیه) ; يعنى فلسفه ای که پيرامون آن بحث و استدلال نمائيم، مقابل فلسفه ذوقی. و فلسفه خاصیه متعالیه، از اصطلاحات خاص ملاصدرا است که وی از تلفیق آیات و اخبار و کلمات بزرگان و عارفان و خلاصه ای از تلفیق عقل و نقل و وحی و اذواق ذهنى و نسبى به وجود آورده است. فلسفه ذوقی (ذوقیه)، اشراق. مقابل فلسفه بحثی. و به عبارت ديكر، تلفيقى از ترکیب فلسفه بحثی و نیز فلسفه اشراق است. فلسفه ریاضیه ; یکی از اقسام فلسفه نظریه قدما، و آن فحص در اشیاء که صاحب ماده است نباشد، بلکه فحص از اشیاء موجودى در ماده است چون مقادیر و اشکال و حرکات و آنچه بدان مى ماند.
اقسام فلسفه ریاضیه نزد قدما چهار بخش است، علم عدد و حساب، علم هندسه، علم هیئت و علم موسیقی. فلسفه طبیعیه، یکی از اقسام سه گانه فلسفه نظریه قدما، و آن فحص از اشیاء صاحب عنصر و ماده میباشد و از اقسام آن علم طب، علم به آثار علویه از قبیل باران و باد و تندر و درخش و امثال آن، علم معادن و نباتات و حیوان و کیمیا و طبیعت و هرچه زیر فلک قمر است. فلسفه عامیه، از مصطلحات صدرالدین و مراد فلسفه مشهور و معمول است. مقابل فلسفه خاصیه، فلسفه و عرفان و فیلسوفان و عارفان، مثل فقه و فقيهان، گرچه بعضاً متناقض و متضاد نشان داده اند، اما هم آنان مشتركات بسيارى نيز دارند كه من در كتاب"فقيهان و عارفان"به پاره اى از اشتراكات و اختلافات آنها پرداخته ام. از جمله مهمترين نقطه اختلاف فيلسوف و عارف و فقيه، علوم انسانى و اتحادشان در جهان بينى توحيدى است، فيلسوف عارف و فقيه وحود دارد، اما همچنان و مثل هميشه پارادوكس فلسفه و عرفان و فقه ادامه دارد. ایران سرزمینی است که تفکر فلسفی در آن قدمتی هزار ساله دارد و نام دانشمندان نام اورى چون فارابی، ابن سینا، ميرداماد، سهروردى، ملاصدرا و دیگر بزرگان فلسفی متأخر و معاصر این سرزمین همواره بر تارک تاریخ اندیشه بشری خواهد درخشید. اندیشمندانى که تأثیر آنها بر متفکرانی چون آکویناس در قرون وسطی و لایب نتیس در عصر جدید و به عبارت اعم بر سیر تفکر فلسفی بشر غیر قابل انکار است.
فيلسوف، مخفف فیلاسوف و به معناى دوستدار حکمت است. کسی که فلسفه مى داند. فيلسوف است و فيلسوف يعنى حکیم و حكيم كسى است كه حكمت مى داند و حكمت يعنى علم و دانايى و دانش. فرق عارف با فیلسوف در کیفیت استدلال و راه ادراک حقایق است. حکیم با قوه عقل و استدلال منطقی پی به حقایق مى برد و عارف از راه ریاضت و تهذیب نفس و صفای باطن به کشف و شهود می رسد. فرق فیلسوف با عالم یا فرق حکیم با دانشمند، این است که عالم در یک یا چند علم تخصص دارد، مانند پزشک در پزشکی و حقوقدان در حقوق و ریاضیدان در ریاضیات، ولی فیلسوف به همه علوم نظر می کند و از مجموع آنها با آنچه تحت احساس و ادراک او قرار میگیرد استنتاج مینماید و راه و روشی جهت حقایق کلی اتخاذ می کند. اكنون كه بحران هويت و كيش شخصيت، جامعه جهانى و انسانيت انسان را سخت تحت تأثير خود قرار داده است، و صد افسوس كه به جاى حكمت و انديشه، قدرت و ثروت و وابستگان أن بر مقدرات مردم حكمفرمايى مى كنند، به گمان من فلسفه و فلاسفه در مقام علم و علما، مى توانند چراغ راه انسان و جامعه باشند و با تزريق روح خرد و تشويق خرد جمعى، مردم را به سوى مطالعه، تحقيق و پژوهش سوق دهند، زيرا آگاهى و بصيرت، از ملزومات عقيده و آزادى است، و ايدئولوژى توحيدى و آزادى انديشه مى تواند بر اختلافات طبقاتى موجود و فاصله ميان مدرنيسم و پست مدرنيسم و حتى مفاسد اخلاقى و اقتصادى ناشى از آن، نقطه پايان گذارد.
برچسب: فلسفه روزه گرفتن در روز عاشورا,
نویسنده: آرمان نیکفر