كيش شخصيت و خودشيفتگى سياسى
كيش شخصيت و خود شيفتگى سياسى، از مكايد شيطان و موجب انحراف از سر استدراج مى شود. علم اخلاق به رعايت مكارم اخلاقى، تهذيب نفس و تزكيه منزل توصيه مى كند، و مردان سياسى نيز تحت تأثير ارزش هاى اخلاقى، بايد قواعد اخلاقى اعم از چگونه سخن گفتن و چگونگى موضع گيرى سياسى را رعايت نمايند. سياستمداران خبره و سياسيونى كه خبرويت دارند مى دانند كه سياست و سياست ورزى، غرور و تفرعن و خودنمايى را برنمى تابد، اگر مردان سياسى از مشاوران و نزديكان صادق و صريح الحجه، و نه افراد متملق، چاپلوس و ثناگويان مبتذل كه نوعاً مجيز مى گويند تا قدر بينند و بر صدر نشينند! استفاده كنند، كمتر تحت تآثير القائات منفى و مخرب اغيار، دچار غلو و مرتكب اشتباه مى شوند، زيرا شخصيت هاى سياسى را مى توان از اطرافيانشان شناخت.
ارزش ها و ضد ارزش هاى هر كس را مى توان در همراهى و يا عدم همراهى ابرار با وى تميز داد، يعنى بايد ديد كه چه کسانی با او همراهی می کنند. همانگونه كه برای فهم میزان اعتبار یک عمل توجه به افرادى که در آن عمل با آدمی همراهى مى كنند معيار خوبی است براى فهم و سنجش آن عمل، و يا هر وقت حرفى مى زنيم و يا موضع گيرى مى كنيم، بايد ببينيم كه چه کسانی در اين حرف ها و مواضع با ما همراهی می کنند!؟ چه بايد در هرحال از همنشينى با افراد بد و بد سابقه جداً اجتناب كرد، زيرا همراهى و همنشينى با بدان، بد آموزى دارد. گفتارهركس، معرف كردار او و كردارش معرف شخصیت اوست، و براى شناخت افراد لازم نيست درباره آنان سوال كنيم، بلكه از سخنان ايشان مى توان او را شناخت، چرا که شخصيت هرکس زير زبان او پنهان است. و افراد لاجرم از خـلـق و خـوی اطرافيان خـود پیروی می کنند. همانگونه كه مشاوران خوب بر انسان تأثير خوب دارند، مشاوران بد تأثير بد دارند. پيامبر(ص) مى فرمايد،"هرکس به طریق و روش دوست خود است، پس هریک از شما باید ببیند با چه کسی دوست می شود".
اكنون ديگر عصر و عرصه كيش شخصيت و خودشيفتگى سياسى سپرى شده است. و وابستگى و تعلق خاطر به اين و آن، در تعريف دموكراسى و جامعه مدنى، محلى از اعراب ندارد. اما صد افسوس كه در عصر و عرصه تقابل خيره كننده مدرنيسم و پست مدرنيسم، بازهم افق ديد و جهان بينى بعضى ها بگونه اى است كه فقط خودشان را مى بينند و امثال اين افراد تز و متدشان، يا با من، يا بر من است، و كسى كه با آنان نيست، لاجرم بايد از صفحه روزگار حذف گردد! این حقیقت مسلم است که هر كسى مخالفى و هر نظرى منتقدى دارد، بر اين اساس، اساس تضارب آراء و نقد انديشه ها درقالب ديالوگ و چالش هاى نظرى شكل مى گيرد. و در جامعه اى كه افكار و احزاب ازادنه و بدون لكنت زبان بتوانند قدرت و شخصيت هاى سياسى را نقد كنند، آفات ناشى از كيش شخصيت و خودشيفتگى، عملاً مرتفع مى گردد. همانگونه كه وحدت ملی نیز دارای اضداد و دشمنانى است كه با دامن زدن به اختلافات، مصالح ملى را به چالش مى كشند. از اين رو، مسئولين و مردم بايد با هم دلى و هم زبانى، راه رخنه دشمن را ببندند و اجازه ندهند اختلافات موجب تضعيف نظام شود.
دشمنی با وحدت، دشمنی با تاریخ، فرهنگ و تمدن ملت است که بطور مریی و نامریی توسط لايه هاى نفوذى دنبال می شود. تاریخ گواهى مى دهد که صدای وحدت ملی هر وقت بگوش مى رسد، گوش دشمنان و عوامل خط نفوذ نیز تيز و تيزتر مى شود و بر ضد آن به فعالیت های تخریبی متوسل شده و مى كوشند كه پروسه وحدت را تا حدی از تحرک بازدارند. اگر چه دشمن اصلى وحدت و امنيت ملى ما دشمنان شناخته شده هستند، اما و هزار اما كه كم نيستند دوستانى كه ناآكاهانه آب به آسياب دشمن مى ريزند! دين، اخلاق، دانش، بصیرت، شم سياسى، عِرق ملى، محبت به مردم، احترام به اقوام و دلسوزی نسبت به کشور از اهم امهات و عوامل مهم در تقویت و گسترش وحدت ملی و متقابلاً لائيك، سكولاريسم، پلوراليسم، كيش شخصيت، خودشيفتگى، تفرعن، تبعیض، بیسوادی، انارشیزم، فساد و باند بازى، دشمن وحدت ملی است. اگر رفاقت و يا رقابت گروهی و سیاسی به صورت ناسالم رشد کند، عصبیت خطرناکی از آن ناشی شده و به وحدت ملی لطمه شدیدی وارد مى سازد و نمی گذارد که مردم درکنار همدیگر زندگى مسالمت آميزى داشته باشند.
تعصبات گروهی و رفيق بازى هاى مبتذل، كه در آن دين و اخلاق و عدالت و وحدت و دوستى به محاق مى رود، مردم را مآيوس و کشور را به ویرانه مبدل مى كند. تشتت و دوئيت از سوى هر فرد و گروهى، يقيناً مذموم و خيانت محسوب مى شود. وحدت و همگرايى مردم و مسئولين در يك نظام دينى و مبتنى بر اخلاق، يكي از مهم ترين ضرورت هاي تاريخي، اجتماعي و سياسي است، و پرهيز از كينه و تفرقه از دستورات قرآن و سيره پيامبر(ص) و اولياي دين است، قرآن مسلمانان و پيروان خود را به اعتصام و وحدت و پرهيز از تفرقه فرا مي خواند؛ «وَ عْتَصمُوا بحَبْل للّه جَميعاً وَلاَ تَفَرِّقُوا» و مى فرمايد، «وَلاَتَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ ريحُكُمْ». نيز يكي از اقدامات اساسي و برنامه هاي پيامبر(ص) وحدت مسلمانان بوده است؛ «وَذْكُرُوا نعْمَةَ للّه عَلَيْكُمْ اذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَاَلِّفَ بَيْنَ قُلُوبكُمْ فَاَصْبَحْتُم بنعْمَته اخْوَاناً» پيامبر(ص) اجازه نمي داد زمينه اختلاف و تشتت فكري و اجتماعي در بين امت اسلامي پيش بيايد. و على(ع) و ائمه هدى با محور قرار دادن قرآن و سنت، مانع بروز اختلاف فكري و تشتت در امت اسلامي مي شدند، امام علي(ص) مي فرمايد: «امتهاي پيشين مادامي كه باهم اتحاد و وحدت داشتند، در حال پيشرفت و شكوفايي بودند، و به عزت و اقتدار دسته يافتند، خلافت و وراثت در زمين را به دست آوردند و رهبر و زمامدار جهان شدند».
شكي نيست كه نفاق و تفرقه نشانه ضعف ايمان و حضور شيطان در معركه است؛ زيرا جامعه مؤمنان كه بر پايه ايمان و مودت و پيروي از آيات الهي، شكل گرفته است همواره بايد حول محور وحدت و رحمت بچرخد و حكم خداوند سبحان را با جان و دل بپذيرد كه فرمود: «مُحَمِّدٌ رِّسُولُ للِّه وَ لِّذينَ مَعَهُ أَشدِّاءُ عَلَي لْكُفِّار رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ». اما در اين شرايط و در شرايطى كه از يك سو، در بخش سياسى خارجى، كفار و دشمنان اسلام به مسلمانان چنگ و دندان نشان مى دهند و با تحميل جنگ هاى نيابتى و حمايت از تروريست ها، امنيت ملى ايران را نشانه گرفته و حتى فرجام برجام را به بازى مى گيرند، و از سوى ديگر، در بخش سياسى داخلى، آستانه تحمل مسئولين و متوليان اُمور به پايين تر سطح تنزل يافته، بلكه به ته دره سقوط كرده است، و رؤساى قواى ثلاثه يكديگر را برنمى تابند و مسئولين نقد خود و دستگاه هاى تابعه را تاب نمى آورند، معلوم و مبرهن است كه كيش شخصيت و خودشيفتكى سياسى است، كه بلاى خانمانسوز شده و گريبان برخى از صاحب منصبان را گرفته و بدينوسيله مجال هرگونه كار و كارامدى لازم را از ايشان سلب مى نمايد.
ما را چه شده است، كه شمارى از مسئولين و متوليان اُمور اعم از روساى سه قوه، وزيران، نمايندگان، استانداران، شهرداران و ائمه جمعه، به جاى رسيدگى به مشكلات اين ملك و مبارزه با مفاسد اقتصادى، مثل حقوق ها و املاك نجومى، گرانى، تورم، ترافيك، آلودگى هوا، و رسيدگى به اقشار آسيب پذير جامعه كه برخى از آنان حتى براى نان شب خود معطلند، در پى بازى هاى سياسى و ورود به صحنه رقابت هاى زود هنگام انتخاباتى هستند!؟ عجبا! كه برخى از مسئولين در جلسات خصوصى، حرف هاى عمومى و در محافل عمومى حرف هاى خصوصى خود را مى زنند!؟ شكفتا! كه رييس جمهورى و رييس قوه قضائيه كه از قضاء هر دو روحانى هستند، نمى توانند و يا نمى خواهند عادى ترين روابط بين دو مقام و دو قوه را در نشست هاى خود مديريت كنند!؟ ايا مقامات بلند پايه تبعات طرح مسائل اختلافى از تريبون هاى عمومى را مى دانند!؟ آيا قضاوت مردم نسبت به دعواهاى غير مسئولانه مسئولان، براى ما مهم است!؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا و چگونه است كه شخصيت هاى سياسى بعضاً حرف هاى عادى و نه چندان مهم خود را با آوردن پشت تريبون هاى عمومى، به نقل محافل نااهلان و نامحرمان مبدل مى سازند و بدينوسيله باعث ترك تازى رسانه هاى بيگانه مى شوند.
براستى چند دقيقه سخن نگفتن يك نماينده مجلس، آنهم نماينده اى كه هم در مجلس تريبون دارد و هم ده ها سايت و رسانه سخنان او را منتشر مى كنند، و نوعاً هم حرف هاى تكرارى و ملال آور مى زند مهم تر است، يا سانسور مافيايى آثار نويسندگانى كه همچنان و مثل هميشه محجورند و مهجور!؟ به گمان من فهم زيادى نمى خواهد كه ما بفهميم شوى بى نظمى هاى اخير در برخى سخنرانى ها از كجا آب مى خورد، اما بنده مورد و مواردى از اندشمندان و صاحب نظران سراغ دارم كه به دليل نقد قدرت و دولت و مخالفت با برخى خودشيفتگان سياسى، توسط رسانه هاى باصطلاح اصلاح طلب و آزاديخواه، ممنوع النشر شده اند و به فرموده از نشر اثار ايشان جلوگيرى مى شود! مشتى ژورناليست و سايت هاى معلوم الحال كه از كاه كوه مى سازند و از از هر رويدادى براى گرم كردن تنور اميال حزب و گروه خود استفاده مى كنند، با تمسك به اينگونه تحركات كاسب كارانه و القائات منفى و مخرب، در حقيقت عِرض خود مى برند و زحمت ما مى دارند، زيرا كسانى كه الفباى سياست و كار سياسى را مى دانند معتقدند از شعارهاى امثال كسروى ها و يپرم خان هاى زمان، آزادى و آزادانديشى بيرون نمى آيد! چه ته مانده روزنامه هاى زنجيره اى و خلف و سلف جريان روشنفكرى بيمار و وابسته، آزادى را نه براى مردم كه براى خود مى خواهند، همين و بس!
برچسب: کیش شخصیت ویکی,کیش شخصیت ویکی پدیا,
نویسنده: آرمان نیکفر