خرید بک لینک

صلاح مملكت خويش خسروان دانند

در حاشيه رهنمودهاى رهبرى

من قبلاً و پيش از اين، طى ياداشتى تحت عنوان"مگر قحط الرجال است"!؟ گفته ام و باز مى گويم، ايران بزرگ و اين ملك و ملت براى انتخاب رئيس جمهور منتخب خود، سرشار از از مردان كار بلد و سرآمد است و هرگز حاجت به استفاده از چهره هاى تكرارى و ملال آور در انتخابات آتى رياست جمهورى نيست. صرف نظر از توانايى و يا عدم توانايى رؤساى جمهور پيشين و بازتعريف نقاط قوت و ضعف ايشان، فهم زيادى نمى خواهد كه انسان بفهمد كسى كه قبلاً در دو دوره متوالى و جمعاً به مدت هشت سال سكان اداره مملكت را برعهده داشته است، در حقيقت آنچه را كه دانسته و توانسته انجام داده است و انتخاب اصلح آن است كه رجال واجد شرايط و صاحبان ايده هاى نو وارد ميدان شوند. و اين مهم الزاماً شامل رييس جمهور سابق نمى شود، بلكه مشمول رؤساى جمهور اسبق نيز هست. همانگونه كه مراجعت رييسان جمهور اسبق به پاستور مصلحت نبود، بازگشت رييس جمهور سابق هم صلاح نيست.

و البته اين صلاحديد بيش و پيش از هركس ديگرى در حوزه اطلاع، آگاهى و تدبير مقام رهبرى است، زيرا ايشان هم كشور را و هم شخصيت هاى كشورى را به خوبى مى شناسند و براى جلوگيرى از اختلافات و ممانعت از دو قطبى كردن كشور و ايجاد تنش در بخش هاى سياسى داخلى و خارجى، مصلحت افراد و مصالح ملى را گوشزد مى كنند. چه بسا كسانى مورد اقبال مردم و حمايت و هدايت رهبرى قرار گرفتند، اما از فرصت ها كماهوحقه استفاده نكردند، هم آنان كه به جاى عمل، شعار دادند و به جاى درد مردم، درد رفيق بازى و گروه گرايى داشتند! گو اينكه نمى دانستتد و يا نمى خواستند بدانند كه:"چنان نماند و چنين نيز نخواهد ماند"! و اگر مقام ماندنى بود، كه به من و شما نمى رسيد.

اكنون كه رهبرى ارائه طريق فرمودند، بايد ديد كه آقايان با نصايح ايشان چگونه برخورد مى كنند!؟ آيا تبعيت مى كنند؟ يا مى گويند، رهبرى دستور ندادند، صلاح ديدند!؟ آيا مصلحت خود و مصالح ملى را از زبان رهبرى مى شنوند؟ يا باز هم خواهند گفت، چرا پشت بلند گو نگفتند!؟ و بلاخره آيا نظر، نظر رهبرى است؟ يا فقط وقتى كه نظر رهبرى به نفع ما باشد، از آن پيروى مى كنيم!؟ كمااينكه نافرمانى از منويات و مكنونات رهبرى، بلكه تمرد از نظرات و راهنمايى هاى ايشان، قبلاً هم مسبوق به سابقه بوده است! و اما امروز روز آزمونى ديگر است و همه مى خواهند بدانند كه مدعيان ولايت مدارى، با صلاح و مصلحت رهبرى چگونه برخورد مى كنند؟ صلاح مملكت خويش، خسروان دانند.

"خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظهی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمیدانیم ما شما شرکت کنید. این را گفتیم. خب یک چیز عادی است. انسان بایستی آن چیزی را که میبیند و میفهمد و فکر میکند که به نفع برادر مؤمناش است باید به او بگوید دیگر. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدمها هم، بخصوص آدمهایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند بیشتر و بهتر از دیگران میشناسیم. با ملاحظهی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه میکند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد میشود. دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمیدانم شما وارد بشوید. بله، این چیز خیلی مهمی که نیست. این یک چیز خیلی طبیعی است، خیلی ساده است. بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایهی اختلاف بشود بین برادران مؤمن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو"،

سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش
شد آن که اهل نظر بر کناره میرفتند
هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش
چو قرب او طلبی در صفای نیت کوش
به جز ثنای جلالش مساز ورد ضمیر
که هست گوش دلش محرم پیام سروش
رموز مصلحت ملک خسروان دانند
گدای گوشه نشینی تو حافظا مخروش

برچسب: صلاح مملكت خويش خسروان دانند,صلاح مملكة خويش,صلاح مملکت خویش خسروان دانند به انگلیسی,صلاح مملکت خویش خسروان,صلاح مملکت خویش خسروان داند, نویسنده: آرمان نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 9:05

صفحه بندی